این یک شعر بی نظیر است البته از نظر من ولی ارزشش را دارد
برای یک بار هم که شده بخونید .
نظر یادتون نره ok
فاصله ها
تموم پنجره ها را وا کنید
چی بکم یه جور دیکه نکاه کنید
دیگه قصه های ما جون نداره
تو رکاش سه قطره خون نداره
قصه ما شده مثل بوف کور
ارزوهاش همه شد زنده به کور
عروسک تو انباری خاک میخوره
لباسهای زرزریش چاک میخوره
صدفها دریا را بونه میگیرن
ماهیا تو حوض کاشی میمیرن
حوضا بی ماهی مثل کویر میشن
ماهی یا دودی میشن اسیر میشن
اون سواری که می اومد توی شب
مثل اینکه شده با بچه ها قهر
بدتون نیاد سکها ساده ترن
خیلی از ادما افتاده ترن
کسی فکر تازه تو سر نداره
شعر مهربون را باور نداره
کل مصنوعی تو کلدون میکارن
کلدونها را سر میدون میزارن
گل مصنوعی صفایی نداره
واصه هیچ دردی شفایی نداره
کاش میشد غمها را نقاشی کنم
ابر را از اینه فراشی کنم
شبها گرگم به هوا کیف داره
ادم را یاد قدیما می یاره
کاش میشد فاصله ها کم میشدن
گرگها بعد از بازی ادم میشدن
ادمک برفی را ما ساخته بودیم
تو خیابون اونو پرداخته بودیم
دونه های هندونه ستاره بود
دلها باهم ولی پاره پاره بود
شب یلدا یه شبش مزه داره
اخه هر چیزی یه اندازه داره
شب ما سنک تمومه میدونم
این را از چشمهای مردم میخونم
گشتیهای کاغذی جنکی نبود
در و دیوارای ما رنکی نبود
با یه چکمه یه زمستون میشکست
گل خنده رو لبامون مینشست
ماهی تنک بلور را میخوامش
اون روزهای خیلی دور را میخوامش
کردوهایی را که باختم میخوامش
هر چی کار دستی که ساختم میخوامش
مشکهام را خودم میخوام خط بزنم
عکسهام را از تو کتابها بکنم
یادمه زنک حسابو هندسه
می پریدم رو دیوار مدرسه
همه دست به کیف اصغر میزدن
با کتاب رو سر اکبر میزدن
کارت افرین فقط یک تله بود
همیشه رو دست صادق کله بود
تخمه زیر میز شکست یادمه
زیپ شلوار را نبستن یادمه
یادمه یادمه خوب یادمه خوب یادمه
کتک با فلک و چوب یادمه
دوست دارم قیصر را باز هم ببینم
یه بلیط دارم هزار بار بشینم
حالا تو غربت پنجره ها
میخونم با صدای زنجره ها
کلکه ای کلکه ای کلکه
اونی که باغ را کرفت مترسکه
زمینها سند مند میخوان چه کار
میمیرن خاطره ها پشت حصار
که اکه با تیرکمون چوبیه
شیشه همسایه چیز خوبیه
جنک ما جنک زبون درازیه
خطرش کمتره مثل بازیه
توپ بادی واصه ما کی میخره
کی ما تو به تیم ملی میبره
دلمون خوشه به قهرمون شدن
با مداد حلبی نشون شدن
تیم ما تیم محله پله
چه کنیم دفاعمون کمی شله
عطر نون تازه توی کوچه ها
تپش نور روی الوچه ها
پرش از دیوار باغ اشتالو
ترکه خوردن جای البالو
شیرجه رفتن تو اب رودخونه ها
یه شیشه ادکو توی لونه ها
تمومه پنجره ها را وا کنید
چی بکم یه جور دیکه نکاه کنید
یکی باید برسه به داد من
بکیره شعرم را از کتاب من
شبها توی کوچه ها جار میکشن
سیم خاردار روی دیوار میکشن
هیشکی بارون را نمی فهمه دیکه
کنج قارون را نمی فهمه دیکه
واسه شیرین کاریها تنکه دلم
واسه شعره پریا تنک دلم
این هم دکلمه این شعر و یک دکلمه دیکر که اون هم خوبه
دانلود کنید ؟
فاصله ها
آخ روزگار